خرید بک لینک
چند نکته در بارۀ این کتاب کتابِ « حدائق الوثائق » در کیفیّت ترکیبِ قَبالات و سجلات محفوظ در کتابخانۀ برلین به شمارۀ 5226 نسخۀ خطّی است که حکیم xadالدّین مُحمّد بن علي النّاموس الخواري الفریومذی برای تکمیل کتـابِ « تُحفۀ جلالیّه در علمِ مکاتبه » نوشته است . این نوشتار که کتابی حقوقی و با اصطلاحاتِ فقهی و تخصّصی است با قلمِ نویسندۀ زبَردستِ آن ، بسیار شیرین و شیوا شده چون از آیات و روایات و اشعار و ضرب المثلها و تشبیهات و استعارات و ... استفاده کرده است البتّه واژگان تخصّصی و فرسودگی بعضی کلماتی که به کار رفته ، بوی قِدمت و دیرینگی متن را حفظ کرده است . آقای دکتر مصطفی گوهری فخرآباد و آقای دکتر حمیدرضا ثنایی این نسخۀ خطّی را تایپ نموده و بر آن پاورقی زدهxad یعنی منابعِ آیات و احادیث و اَشعار و ضربxad المَثَل و ... را که یافته xadاند مشخّص کرده و اسامی که در متن بوده معرّفی کرده و در « نامۀ بهارستان » سالِ دهم ، 1388 ، دفتر 15 ـ 16 منتشر شده است . چون « حکیم الدّین فریومدی » از روستای من « فریومد / فرومد » است به جهتِ علاقه ، این کتاب را تایپ کرده و با متنِ « نامۀ بهارستان » و « نُسخۀ خطّی » آن تطبیق دادهxad و اصلاحاتی دادهxad ام . پس از زحمتِ اوّلیّۀ این دو بزرگوار یعنی دکتر گوهری و دکتر ثنایی که عضو هیئتِ علمی دانشکدۀ الهیّات دانشگاه فردوسی مشهد هستند بهرۀ وافر بُردهxad و از آنه

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 22:56

پُل آب روشن كه سرحدّ بيهق است . چون امير ارغون xadشاه و امير عبدالله مولاى سبب آنكه بى اجازت مراجعت كرده بودند منهيان به عراق فرستاده بودند مراجعت نموده خبرِ مُنهزم شدنِ لشكر بديشان رسانيدند ايشان فرصت يافته پيشباز رفتند پادشاه طغاتيمور و امير شيخ على و اُمراى ديگر از بسطام به طرفِ كالپوش و سمنغان و جَرمقان روانه شدند و خواجه علاءالدّين محمّد و امير توروت و برادرش اميرحاجى و پسرعمّ او امير موسى جاندار و اُمراى ديگر به طرفِ فريومد توجّه نمودند در حدودِ سمنغان ، امير ارغون xadشاه و امير على ميكائيل و هزارچه سونج به پادشاه و امير شيخ على رسيدند پادشاه را گرفتند و امير شيخ على را به قتل آوردند و آن در شهور سنۀ ست و ثلثين و سبع مائه . و امير راى ملك را نيز كه در يورت گذاشته بودند به قتل آوردند و با كلات نشستند و پادشاه را با خود بردند . و از اين جانب عبدالله مولاى به پل آب روشن كه سرحدّ بيهق است با اُمرا و خواجه علاءالدّين محمّد رسيد و همه جماعت را گرفته به قُهستان بُرد و امير توروت و اميرحاجى و اميرموسى جاندار را كه با او قرابتى داشتند اجازت داد و خواجه علاءالدّين محمّد را چندگاه محبوس داشت . بعد از آن مقرّر كردند كه قلعۀ طبس را كه مدّتى مديد است كه در تصرّفِ آبا و اجداد وزراى خراسان بود و اُمرا را در آن مدخل نه ، به كوتوالان امير عبدالله سپارند . بر اين جمله مقرّر كردند و وصلتى ساختند و

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 23:05

بسم الله الرحمن الرحیم 28 /3 / 1386 طبقِ گزارشِ تقویم و تلویزیون ، امروز مصادف بود با سالگردِ رحلتِ دُختِ گرامی پیامبرِ گرامی ( فاطمه ) و نوعاً عزاداری برای آن بانو ، همزمان پیکر مرحوم فاضل لنکرانی در قم تشییع و در حرم حضرت معصومه دفن شد . مراسم تشییع از سیمای جمهوری اسلامی به صورتِ زنده پخش می xadشد . اصطلاحات و عباراتِ مرجع بزرگِ عالم تشیّـع ، یکی از مراجعِ عالم تشیّـع ، حضرت آیة الله العظمی آقای فاضل لنکرانی و ... کاربردِ زیادی داشت . امروز قم شده بود لنکرانی ، اعلام 3 روز عزای عمومی در سراسر کشور به مناسبتِ فوت وی و مصادف بودن آن با دهۀ فاطمیّه و تا حدودی مصادف بودنِ آن با تخریبِ مجدّد حرمین عسکریین ( سامراء ) ، التهابِ قضییه را بیشتر میxad کرد . * * * * * نیم ساعتی به غروب مانده ، پای پیاده از خانه به طرف کوه رفتیم ، در دامنۀ کوه روی تخته سنگی نشسته بودیم ، خانم یادآوری کرد که ستارۀ زُهره دارد در پُشتِ ماه پنهان می xadشود ، موقع اذان مغرب ، ساعت حدوداً هفت و ده دقیقه بود که ستارة زُهره روی در نقابِ ماه کشید ! به خانه آمدیم به بچّه xadها گفتیم ، آنها به پُشتِ بام رفتند تا بیرون آمدنش را ببینند ، اخبارِ تلویزیون را گوش دادیم . زلزلهxad ای به بزرگی 9 / 5 ریشتر قم را لرزاند ، این لَرزش در استانهای همجوار اصفهان ، تهران ، قزوین ، سمنان ، ... هم احساس شد . * * * * * با شنیدن این خب

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 23:05

قسمتي از شبيه فرومد در روز عاشورا حکایتِ سلطان قیس است که در هندوستان و به هنگامِ شکار موردِ هجومِ شیری قرار میxad گیرد و چون این فردِ نصرانی امام حسین علیه السّلام را به اِمداد میxad طلبد آن حضرت در بحبوحۀ جنگ با اشقیا ، موقّتا از نبرد دست بر می xadدارد و وی را از گَزندِ شیر نجات میxad دهد و در ادامه فردِ مزبور اسلام می xadآورد . این ماجرا جزو اکاذیب است . نقد داستان قیس هندی و شیر در روز عاشورا سیّد ... گفت : « آقای نجف xadآبادی ! روزی پای منبرِ شما بودم و شنیدم که می xadفرمودید : روزِ عاشورا در حینی که حضرتِ حسین علیه السّلام در مقابلِ لشكرِ کوفه قرار داشت ، رفته است به هند و قیسِ هندی را از چنگالِ شیر نجات داده است ... . ... این خبر به هیچ وجه مطابق با موازینِ عقلی نیست ؛ زیرا اوّلا ؛ در تاریخِ هند پادشاهی به اسمِ قیس که از اسماء عربی است و تا آن تاریخ هندیها ابداً اسمِ عربی انتخاب نمی xadکردند دیده نمیxad شود . ثانیاً ؛ فاصلۀ مابینِ کربلا و هندوستان به درجهxad ای زیاد است که رفتن و بر گشتن و با شیر صحبت کردن و به شیر گفتن حمله به قیسِ هندی نکند ، به درجه xadای زمان لازم دارد که فقط حضرتِ حسین اگر سرعت سیرِ نور را داشت ، میxad توانست این کار را بکند . ثالثاً ؛ چه دلیلی داشت که حضرتِ حسین مبادرت به این اقدام بکند ، اگر مسئلۀ توسّل بود که توسّل به خدا ترجیح داشت همچو اثری داشته باشد . وانگهی رفتن لا

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 23:05

من که با طرف پَرچ میخ نمیxad زنم ؟! در دورۀ دانشجویی ، به صورتِ حقّ xadالتدریس معلّم دانش xadآموزان مدرسۀ راهنمایی بودم . یک روز هنگام تدریس ، دانشxad آموزی از پشتِ سر با میخ به گردنِ دانش xadآموز جلوی زده بود . پرسیدم : چرا چُنان کاری می xadکنی ؟ او با خونسردی میخ را نشان داد و گفت : آقا من با این طرفِ میخ می xadزنم ( طرفِ پَرچ میخ که محلّ ضربه خوردنِ چکش است را نشان میxad داد . ) با این طرف که نمی xadزنم ، و طرفِ دیگر میخ را نشان می داد ! * * * * * جیبِ شما ، کُتِ من معلّمی گفت : از کلاس آمدم دفتر ، کُتَم را از جا لباسی برداشتم ، پوشیدم ، همین طور که در صحنِ حیاط مدرسه می xadرفتم ، دستم را در جیبِ کُتَم نمودم ، دیدم چند قبضِ تلفن و برق و آب و گاز توی جیبم است ، نگاه کردم دیدم قبضها مربوط به فلان همکار است . رفتم دَمِ کلاس از ایشان پرسیدم : قبضهای شما در جیب من چه می xadکند ؟ ایشان گفت : شما بگو ؛ کُت من در تنِ شما چه میxad کند ؟! * * * * * برا قشنگی یکی از دانش xadآموزان اعتراض کرد که ؛ آقا چرا نمرۀ تحقیق مرا برای محمدزاده گذاشته xadای ؟ گفتم : مگر تحقیق از تو بوده است ؟ گفت : بله . گفتم : پس چرا فامیلت را به جای مهدی زاده ، محدیزاده نوشتهxad ای ؟ گفت : آقا برا قشنگی xadاش اون طوری نوشته xadام ! * * * * * فولاد مُبارکه مُبارکه یکی از شهرهای اصفهان است که فولاد آن معروف است ، « فولاد مُبارکۀ اصفهان » .

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 12:28

صفحه بندی